می خوام تورو جادو کنم خوابت کنم ببوسمت
روتو اگه نتونستم قابت کنم ببوسمت
می خوام یه کاری بکنم که تو بشی اسیر من
تورو در آغوش بگیرم نازت کنم ببوسمت



می خوام ازت سوال کنم چند تا منو دوسم داری
اگه گفتی خیلی زیاد یارت کنم ببوسمت
می خوام یه شعری بسازم که مستو عاشقت کنه
توو عاشقی از همه بیزارت کنم ببوسمت



دلم می خواد توو تنهایی فقط به تو فک کنم و
توو این تنهاییا تورو یادت کنم ببوسمت
می خوام واست رو دریاها یه قصر آبی بسازم
رو تختی از گلهای یاس خوابت کنم ببوسمت



می خوام توو خواب رویاها تنها بسم با اون لبات
واسه یه لخظه همه رو ساکت کنم ببوسمت
می خوام که آتیش بزنم تموم دنیارو برات
از عشقم عاشقونه بیمارت کنم ببوسمت



می خوام دستی خستم و به سوی تو باز بکنم
دستامو بالی واسه پروازت کنم ببوسمت
می خوام یه حرفی بزنم که توو خماریش بمونی
طوری که لبهات و بدی ماچت کنم ببوسمت



می خوام با آتیش زدن هر چی که توو سینه دارم
این عشق پاکم و بهت ثابت کنم ببوسمت
خونه ی آخر منه
قلب غریبو عاشقت
اونجا می خوام باشم و فریادت کنم ببوسمت



می خوام بشم مجنون تو. تو هم بشی لیلی من
با این خیال تورو هم آوازت کنم ببوسمت
می خوام پیشت که دختر شاه پریون منی
دلم رو چون گدایی مهمانت کنم ببوسمت



من هیچی توو دل ندارم به جز تو و عشق دلت
می خوام توو سینه تورو آغازت کنم ببوسمت
می خوام به هیچ کسی دیگه روی تورو نشون ندم
خودم بشینم و تماشاهت کنم ببوسمت



می خوای بری توو آسمون از اون بالا نیگام کنی...؟
باشه بیا رو ابرا سوارت کنم ببوسمت
می خوام هیشکی نباشه وقتی که منو تو با همیم
توو کنج قلبم تورو پنهانت کنم ببوسمت



بازی دنیارو ببین چه جور مارو به هم رسوند...!
ببین می خوام باز تورو همراهت کنم ببوسمت
می خوام بیام سر کوچتون بشینم اونجا تا به صبح
هر وقت که دیدم تورو عاشقونه سلامت کنم ببوسمت



دیگه می خوام داد بزنم دردمو فریاد بزنم
بیا که می خوام تورو دلدارت کنم ببوسمت
بازم می خام دعا کنم برای اینکه بمونی
که وقتی تورو می بینم عادت کنم ببوسمت



|
+| نوشته شده توسط آروین در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 10:47
|